یک افسانه سال نو درباره خرسی کوچک که نمیدانست چه هدیهای برای دوستش خرگوشک در سال نو بدهد! بابا نوئل و دختر برفی به او کمک کردند. برای پسرها مناسب است.
یک افسانه معاصر درباره یک بز خواننده مدرن و یک گرگ تنهای سرگردان که تصمیم گرفت ستاره درخشان صنعت موسیقی را بدزدد. اما مثل هر افسانه، این داستان با پایان خوشی پایان یافت — یک خانواده جدید متولد شد!
یک افسانه معاصر درباره تراکتورک کوچکی که ماشینهای بزرگ بالغ او را مسخره میکردند و آزار میدادند. اما تا زمانی! و سپس خوبی پیروز شد، زیرا کسی به کسی کمک کرد و برای آن سپاسگزاری دریافت کرد.
داستان قدیمی «بالاییها و ریشهها» به روش جدید. در این داستان معاصر، مردی سادهلوح خرسی که اولیگارخ است را فریب میدهد و تمام ثروتش را برای خود میگیرد، همچنان با همان بالاییها و ریشهها.
یک افسانه کهن در سبک معاصر درباره اینکه چگونه رویای کاکوی خالدار، که تخمهای طلایی میگذاشت، به واقعیت تبدیل شد و او یک مادر واقعی شد! گجتها و اینترنت در این کار به او کمک کردند.
یک افسانه نویسانه از سه خوکچه به سبک جدید، که همچنان سعی میکنند از گرگ نجات پیدا کنند! و همچنان به ساخت خانهها مشغول هستند. این افسانه آموزش میدهد که با همکاری میتوان هر دشمنی را شکست داد.
یک افسانه صوتی نویسندگی شده درباره کولوبوک با روحی جدید؛ داستان یک دوست معاصر که نه تنها عاشق سواری بر تکچرخ است، بلکه آواز خواندن را هم دوست دارد. و قهرمانان همانها هستند: مادربزرگ، پدربزرگ، گرگ، روباه، خرس و خرگوش.
یک افسانه معاصر «گرگ و هفت بزغال» به شیوهای نو درباره اینکه چگونه بز و هفت بزغال با کمک گجتهای گرگ بر او پیروز شدند. در درجه اول برای کودکان نافرمان.
قصه کدو، به شکل جدید، درباره اینکه چگونه پدربزرگ و مادربزرگ یک کدوی جادویی شگفتانگیز را پرورش دادند، سعی کردند آن را بیرون بکشند، اما حتی به عنوان یک خانواده نتوانستند. حیوانات را صدا زدند و باز هم نتوانستند. اما روباه زیرک آن را دزدید.
داستانی از یک مهندس با استعداد اما بسیار پراکندهذهن که میخواست مردم شهر را با یک آتشبازی غیرمعمول خوشحال کند، اما برعکس اتفاق افتاد — به جای آن، تمام شهر را به یک سفر کوچک فرستاد!
داستان صوتی که برای پسرها مناسب است و درباره این است که چقدر بد است حریص و شرور بودن. و در این داستان با رباتها ملاقات خواهیم کرد! اما البته همه اینها یک خواب بود!
یک داستان آموزنده درباره اینکه چگونه دریای عمیق سخن میگوید و دو پسر بدگمان را بسیار تعجبزده میکند، آنها تصمیم گرفتند که بررسی کنند آیا اعماق دریا میتواند صحبت کند. همچنین از طریق درمانگری قصه، ما توضیح میدهیم چرا نباید زبالهریزی کرد.
افسانهای نوشته شده درباره دوستان: سگ کوچولو، پروانه و قورباغه. آنها سهنفره سفر میکردند تا اینکه در حاشیه جنگل با خارپشتی روبرو شدند! و آنجا ماجراهای شگفتانگیزی آغاز شد!
هنوز چیزی اینجا نیست.
استفاده از 🔊
برای اضافه کردن یک داستان
به پخشکننده