کدام یک مهمتر است؟ منفی یا مثبت؟
6 017

کدام یک مهمتر است؟ منفی یا مثبت؟

نویسنده:
یک داستان ریاضی آموزنده برای دانش‌آموزان کلاس‌های پایین‌تر درباره اینکه کدام علامت مهمترین است.

در کشور بزرگ دانش، در شهر معروف ریاضیات، در خیابان دفتر، علامت‌های جمع، تفریق و مساوی زندگی می‌کردند.

آنها با هم دوستانه زندگی می‌کردند، اما هر وقت فرصتی پیش می‌آمد، بدون نزاع نمی‌گذشت که کدام‌یک مهمتر است.

یک شب جمع و تفریق پشت میز نشسته بودند و مسائل را حل می‌کردند. هیچ نشانه‌ای از بلایا نبود.

ناگاه جمع گفت:

من دو خط دارم، پس من بزرگتر و مهمتر هستم، اما تو فقط می‌توانی از همه چیز همه را بگیری! تفریق فقط یک خط است، بیشتر نیست!

این حرف‌ها تفریق را آزار داد، او بسیار ناراحت شد و رفت.

روز بعد صبح در شهر یک فاجعه واقعی رخ داد. جمع، مثل همیشه، به کار آمد، اما آنجا کاملاً بی‌نظمی بود. پاسخ‌های مثال‌ها اصلاً منطبق نبودند، اعداد با سرعت بسیار زیاد رشد می‌کردند. تقسیم به کمک آمد، اما نتوانست همه چیز را اصلاح کند.

علامت مساوی کنار ایستاده بود و این بی‌نظمی را تماشا می‌کرد. او یک علامت حکیم بود و همیشه تصمیمات درست می‌گرفت.

معلوم نیست این همه چیز چطور تمام می‌شد، اما مساوی گفت:

شما هر دو علامت‌های مهم و ضروری هستید!

جمع، تفریق را پیدا کن، باید این همه چیز را فوری اصلاح کنیم.

جمع تفریق را پیدا کرد و از او معافی خواست.

آنها با هم به شهر ریاضیات برگشتند، نزد علامت حکیم مساوی رفتند و در دو طرف او ایستادند.

و مساوی گفت:

تمام علامت‌ها برای من یکسان اهمیت دارند و برابرند، به هر حال برای هر کدام جایی در قلب خود پیدا می‌کنم. قول بدهید دیگر هرگز نخواهید نزاع کرد!

از آن پس در شهر محبت، درک و یاری‌رسانی به یکدیگر سکونت گزید.

نظر خود را ثبت کنید

داستان کدام یک مهمتر است؟ منفی یا مثبت؟ در فرمت FB2 برای گوشی‌ها، تبلت‌ها، رایانه‌ها و کتاب‌خوان‌های الکترونیکی موجود است.
نظرات()
داستان‌های مشابه
چگونه کلوبوک در وب‌سایت‌های اینترنتی آشنا می‌شد
چگونه کلوبوک در وب‌سایت‌های اینترنتی آشنا می‌شد
کلوبوک هم گاهی احساس تنهایی می‌کند. به همین دلیل تصمیم گرفت — بگذار در یک سایت آشنایی ثبت‌نام کنم. همه چیز از اینجا شروع شد. یک افسانه آموزنده مدرن درباره اینکه چگونه کلوبوک در اینترنت آشنا می‌شد
5 755 10
چگونه خرگوش و گرگ دم‌هایشان را عوض کردند
چگونه خرگوش و گرگ دم‌هایشان را عوض کردند
افسانه‌ای آموزنده و معاصر درباره خرگوش و گرگی که تصمیم گرفتند دم‌هایشان را عوض کنند. ببینیم چه اتفاقی می‌افتد؟
31 875 10
افسانه شاهدخت و اژدها
افسانه شاهدخت و اژدها
افسانه‌ای مدرن درباره شاهدختی که بسیار از اژدهای ترسناک می‌ترسید. اما روزی بر ترسش غلبه کرد و تصمیم گرفت به دیدن او برود... و این‌گونه دوست جدیدی پیدا کرد.
12 373 11
افسانه سه پای
افسانه سه پای
پادشاه روزی به دخترانش گفت: هر کدام برای جشن تولدم یک پای بپزید. دو شاهدخت آینده این کار را انجام دادند، اما سومی دست خالی آمد. از این افسانه خواهید فهمید چرا
5 387 9
هنوز چیزی اینجا نیست.

استفاده از 🔊
برای اضافه کردن یک داستان
به پخش‌کننده

آیا می‌خواهید از داستان‌های جدید باخبر شوید؟