داستان موش کوچک احمق
10 550

داستان موش کوچک احمق

نویسنده:
داستانی درباره موش کوچکی بدرفتار که از مادرش و پرستاران دعوت شده اش اطاعت نمی‌کرد. تا اینکه با گربه‌ای روبرو شد. برای تربیت پسران بدرفتار مناسب است.

مادر موش کوچک او را لالایی می‌خواند:

بخواب پسر عزیزم، فردا برایت یک اسباب بازی شگفت‌انگیز و عروسک نرم بزرگ می‌خرم.

اما او بدرفتاری می‌کند:

نمی‌خواهم اسباب بازی، می‌خواهم هلی‌کوپتر کنترل شده و پرستار دیگری!

مادر مجبور شد روزنامه را برداشت و آگهی‌های استخدام پرستار را جستجو کرد. ده شماره را زنگ زد، کسی قبول نکرد و فقط خاله اردک موافقت کرد بیاید.

شب بعد خاله اردک موش کوچک را لالایی می‌خواند:

لالایی لالایی، بخواب موش کوچک، فردا برای دیدن ببرهای وحشی به سیرک می‌رویم و نخود شیرین می‌خوریم!

نمی‌خواهم نخود، می‌خواهم بستنی و صدای تو بسیار آزاردهنده است!

خاله اردک ناراحت شد و رفت.

مادر موش دوباره روزنامه را برداشت و ده نفر دیگر را زنگ زد، خاله قورباغه موافقت کرد کمک کند.

خاله قورباغه موش کوچک را لالایی می‌خواند:

قاق‌قاق‌قاق، بخواب فرزند! فردا با هم به پارک آبی می‌رویم.

نمی‌خواهم به پارک آبی برم، می‌خواهم در خانه انیمیشن ببینم! صدای تو بدیع است، برو!

موش کوچک با خواب آلودگی جواب می‌دهد.

خاله قورباغه ناراحت شد و پریید رفت.

مادر موش غمگین دوباره روزنامه را برداشت، بیست آگهی را دیده بود. کسی با موش کوچک بدرفتار کار نمی‌کرد و فقط خاله اسب موافقت کرد.

آمد و شروع به خواندن کرد:

بخواب موش کوچک، برایت پنیر یا پاپ‌کورن کارامل می‌آورم، فقط بخواب.

نمی‌خواهم پاپ‌کورن، از آن سیر شدم! تو بسیار ترسناک و پشمالو هستی، صدای تو وحشتناک است، برو!

خاله اسب هق کرد و به چراگاه رفت. مادر موش تصمیم گرفت در اینترنت جستجو کند، شاید آگهی‌های بیشتری وجود داشته باشد. یک آگهی جالب پیدا کرد و خاله مرغ موافقت کرد کمک کند.

موش کوچک را به خواب می‌برد و قاقو می‌کند:

قو‌قو‌قو، زود بخواب، رویاهای زیبا ببینی! فردا به پارک می‌رویم و بستنی می‌خوریم!

نمی‌خواهم به پارک برم، بستنی در یخچال خانه است! مرغ بدرفتار، برو!

خاله مرغ ناراحت شد و رفت.

مادر موش ایمیل به خاله ماهی می‌فرستد:

بیا عزیزم، موش کوچک را لالایی بده، تمام امید من به تو است!

خوب، سعی می‌کنم کمک کنم!

خاله ماهی جواب داد. آمد و موش کوچک را لالایی می‌دهد، دهانش را باز می‌کند اما هیچ صدایی نمی‌آید.

موش کوچک شروع به اعتراض می‌کند:

تو چه می‌خوانی؟ من هیچ نمی‌شنوم! من بهتر می‌توانم بخوانم — لالا‌لاااا... برو خانه، اصلاً دوستت ندارم!

خاله ماهی عصبانی شد، دمش را تکان داد و به دریای آبی شنا رفت.

مادر موش دوباره غمگین است و فکر می‌کند شاید خاله گربه را بخواند؟ برایش نامه نوشت و او بدون تردید موافقت کرد.

خاله گربه آمد و لالایی می‌دهد:

میاو‌میاو‌میاو، لبه تخت نشین! زود بخواب کوچولو!

آه چه صدای زیبایی داری، خیلی دوستت دارم، با ما بمان!

مادر موش برگشت و فرزندش را جستجو می‌کند، اما او جایی نیست.

موش کوچکم کجا پنهان شده است؟

مادر موش فکر می‌کند و از او خبری نیست...

خاله گربه را زنگ می‌زند، اما او تلفن را برنمی‌دارد، سیگنال خارج از دسترس است...

داستان‌های پری را بخوانید و خواهید فهمید که احمقانگی و بی‌احتیاطی چه معنایی دارد!

نظر خود را ثبت کنید

داستان داستان موش کوچک احمق در فرمت FB2 برای گوشی‌ها، تبلت‌ها، رایانه‌ها و کتاب‌خوان‌های الکترونیکی موجود است.
نظرات()
داستان‌های مشابه
دکمه‌ی گمشده
دکمه‌ی گمشده
این داستان درباره‌ی دختر کوچکی به نام نادیا است که به کارهای کوچک خود که در آن‌ها مهربانی و سخت‌کوشی نهفته بود، اهمیت نمی‌داد. اما قلب مهربان این دختر اجازه نداد که او در برابر مصیبت دیگران بی‌تفاوت بماند
5 768 18
هدیه‌ای غیرمنتظره
هدیه‌ای غیرمنتظره
در زندگی هر انسانی ممکن است جادوی واقعی اتفاق بیفتد، اما همه نمی‌توانند هدیه سرنوشت را به درستی درک کنند و از آن استفاده کنند. این افسانه کمی غم‌انگیز درباره اهمیت انتخاب درست است تا از کاری که انجام داده‌ایم پشیمان نشویم. داستانی درباره پسری، بچه گربه‌ای، تبلتی و البته با پایانی خوش.
20 053 27
داستان ماشا دختر نافرمان
داستان ماشا دختر نافرمان
داستانی درباره دختری که حرف مادرش را گوش نکرد و دچار مشکل شد. نباید چیزی را از بزرگسالان پنهان کرد و اگر آرزوی خاصی دارید، حتماً آن را با والدینتان در میان بگذارید تا آنها بکوشند آن را برآورده کنند.
50 508 21 3
نیکیتکا و کامپیوتر
نیکیتکا و کامپیوتر
قصه‌ای درباره پسر کوچکی که دوستانش را از دست داد و بینایی‌اش ضعیف شد. علت این اتفاق، کامپیوتری بود که زمانی آرزوی دیرینه‌اش به شمار می‌رفت.
9 232 24 1
هنوز چیزی اینجا نیست.

استفاده از 🔊
برای اضافه کردن یک داستان
به پخش‌کننده

آیا می‌خواهید از داستان‌های جدید باخبر شوید؟