امروز روز تولد گربه مارسی است. گربه سیامی فیلیپ از صبح جلوی آینه میچرخد.
من باید بینقص به نظر برسم. روز تولد یک رویداد مهم است، فقط یک بار در سال اتفاق میافتد!
فیلیپ پیراهن سفید با یقه تزیینی، جلیقه، شلوار مشکی، کلاه بر سر گذاشت، عصای چوبی برداشت، و آخرین بار به آینه نگاه کرد و غرغر کرد:
من یک گربه نجیبزاد هستم و بسیار خوشتیپ!
گربه موزیک، نزدیک سوراخ موش پنهان شده بود تا یک موش خاکستری رنگ را به عنوان هدیه برای مارسی بیاورد.
گربه فیلیپ یک غذای خاص و خوشمزه برای گربهها به عنوان هدیه آورد. و دوستش مری یک روبان قرمز زیبا هدیه داد.
تمام مهمانان دعوتشده از غذاهای مورد علاقه لذت بردند: خامه، سوسیس و پنیر. آنها با شادی با توپ بازی میکردند و آهنگهای «میاو» را میخواندند.
تمام مهمانان تنها یک چیز را متاسفانه احساس میکردند، اینکه روز تولد فقط یک بار در سال است.
مارسی، صاحب جشن، با آه گفت:
کاش هر روز سال مثل روز تولد باشد!