سوزنای شگفت‌انگیز
4 881

سوزنای شگفت‌انگیز

نویسنده: Соковнин Денис Алексеевич
یک افسانه صوتی آموزنده درباره پشتکار و اصرار برای کودکان ۳ تا ۱۰ سال، که داستان یک کشاورز فقیر را روایت می‌کند که رویای تبدیل شدن به موسیقار داشت. این افسانه به کودکان و بزرگسالان یاد می‌دهد که هدف‌های خود را به هر قیمتی دنبال کنند.

در یک روستای کوچک و دورافتاده در کوهستان، یک کشاورز فقیر زندگی می‌کرد که رویای تبدیل شدن به موسیقار داشت. او پس از جمع‌آوری پول لازم، یک سوزنای چوبی از مغازه‌ای خریداری کرد.

در ابتدا، کشاورز تنها می‌توانست صدای خش‌خش‌ی از سوزنا بیرون بیاورد، اما تسلیم نشد و هر روز برای یادگیری نواختن تمرین می‌کرد.

و با گذشت زمان، او چنان ماهرانه نواختن را یاد گرفت که آهنگ‌های صاف و شیرین سوزنا گوش را نوازش می‌داد، و حتی قلب‌های ترش‌رویترین ساکنان روستا شروع به لبخند زدن می‌کردند وقتی که آن آهنگ زیبا شنیده می‌شد.

اما در یک شام دلپذیر، وقتی سوزنا صدای افسون‌کننده‌ای از خود می‌داد، پادشاه کشور همسایه برای کاری مهم از روستا عبور می‌کرد و به آن موسیقی شگفت‌انگیز گوش فرا داد.

پادشاه کشاورز را دید، ارابه‌اش را متوقف کرد و او را به سوی خود فرا خواند.

وقتی کشاورز نزدیک شد، پادشاه پرسید:

تو کیستی؟

من چوپان هستم

کشاورز پاسخ داد

و این آهنگ شگفت‌انگیز از سوزنای تو از کجا می‌آید؟

پادشاه پرسید

من خودم آن را ساختم

کشاورز گفت

پادشاه از کشاورز خواست که دوباره نواخت.

کشاورز موافقت کرد، سوزنا را بیرون آورد و شروع به نواختن کرد.

آهنگی که از سوزنا بیرون می‌آمد چنان نرم و دل‌رقیق بود که قلب‌های پادشاه و دربارش لرزید. و وقتی کشاورز نواختن را تمام کرد، هر یک از آنان نتوانست اشک را نگاه دارد.

صدای سوزنای تو چقدر زیبا است!

پادشاه گفت

من هرگز چنین چیزی نشنیده‌ام. آیا می‌خواهی موسیقار دربار من شوی؟ من تو را برای نواختنت به سخاوت پاداش خواهم داد.

ای پادشاه!

کشاورز پاسخ داد

البته! با بسیار خوشحالی! من خوشحال هستم که می‌توانم چنین افتخاری را برای شما فراهم کنم!

و کشاورز را به قصر برده‌اند، جایی که او مردم را با نواختن فوق‌العاده‌اش شاد می‌کرد.

از آن پس، او برای همیشه خوشبختانه زندگی کرد.

یادتان باشد بچه‌ها! هرگز در برابر مشکلات تسلیم نشوید و سپس به هدف خود خواهید رسید.

نظر خود را ثبت کنید

داستان سوزنای شگفت‌انگیز در فرمت FB2 برای گوشی‌ها، تبلت‌ها، رایانه‌ها و کتاب‌خوان‌های الکترونیکی موجود است.
نظرات()
داستان‌های مشابه
چگونه کلوبوک در وب‌سایت‌های اینترنتی آشنا می‌شد
چگونه کلوبوک در وب‌سایت‌های اینترنتی آشنا می‌شد
کلوبوک هم گاهی احساس تنهایی می‌کند. به همین دلیل تصمیم گرفت — بگذار در یک سایت آشنایی ثبت‌نام کنم. همه چیز از اینجا شروع شد. یک افسانه آموزنده مدرن درباره اینکه چگونه کلوبوک در اینترنت آشنا می‌شد
5 755 10
چگونه خرگوش و گرگ دم‌هایشان را عوض کردند
چگونه خرگوش و گرگ دم‌هایشان را عوض کردند
افسانه‌ای آموزنده و معاصر درباره خرگوش و گرگی که تصمیم گرفتند دم‌هایشان را عوض کنند. ببینیم چه اتفاقی می‌افتد؟
31 875 10
افسانه شاهدخت و اژدها
افسانه شاهدخت و اژدها
افسانه‌ای مدرن درباره شاهدختی که بسیار از اژدهای ترسناک می‌ترسید. اما روزی بر ترسش غلبه کرد و تصمیم گرفت به دیدن او برود... و این‌گونه دوست جدیدی پیدا کرد.
12 373 11
افسانه سه پای
افسانه سه پای
پادشاه روزی به دخترانش گفت: هر کدام برای جشن تولدم یک پای بپزید. دو شاهدخت آینده این کار را انجام دادند، اما سومی دست خالی آمد. از این افسانه خواهید فهمید چرا
5 387 9
هنوز چیزی اینجا نیست.

استفاده از 🔊
برای اضافه کردن یک داستان
به پخش‌کننده

آیا می‌خواهید از داستان‌های جدید باخبر شوید؟