خرگوشک کوچولو برفی در جستجوی دوستان
3 772

خرگوشک کوچولو برفی در جستجوی دوستان

نویسنده: Надежда Александровна Булатова
یک افسانه صوتی آموزنده و دوست‌داشتنی برای کودکان پیش‌دبستانی درباره اینکه چگونه می‌توان دوستان پیدا کرد، با دیگران ارتباط برقرار کرد، شرمندگی را کنار گذاشت و با افراد جدید آشنا شد، و اهمیت توانایی صحبت کردن و بدون تردید با دیگران تعامل داشت.

در یک خانه کوچک، خرگوشک کوچولویی به نام برفی زندگی می‌کرد. او پدر و مادر، برادران و خواهرانی داشت. و یک روز ناگهان به این فکر فرو رفت:

من با خانواده‌ام، برادران و خواهرانم زندگی می‌کنم. اما دوستی ندارم!

برفی فکر کرد و تصمیم گرفت به حیاط برود و در آنجا به دنبال دوستان بگردد. برفی می‌رود و می‌بیند که سگ بزرگی به نام عموی شاریک، گربه همسایه را تعقیب می‌کند.

و ناگهان برفی از عموی شاریک می‌پرسد:

عموی شاریک، آیا شما با من دوست می‌شوید؟

عموی شاریک خندید و گفت:

برای خود دوستانی کوچک‌تر و کمتر پیدا کن، مثلاً پسر من بوبلیک.

و برفی ادامه داد. می‌بیند که بچه گربه موزیک بر روی پشت بام راه می‌رود، و به او می‌گوید:

برفی، بیا دوست شویم؟

موزیک به او پاسخ می‌دهد:

بیا! من هرگز دوستی نداشتم. و صاحب‌خانه‌ات خوب است!

بیا دوستان دیگری برای خود پیدا کنیم؟

برفی پرسید.

خوب.

و آن‌ها با هم ادامه دادند. می‌بینند که بچه سگ بوبلیک، همان پسر سگ عموی شاریک.

آن‌ها از بوبلیک می‌پرسند:

آیا با ما دوست می‌شوی؟

البته! من خیلی دوست داشتن را دوست دارم!

و اکنون سه‌تایی تصمیم گرفتند دوستان دیگری پیدا کنند. اما در حیاط دیگر کسی نبود.

شب شده بود و آن‌ها به خانه رفتند. و از آن روز به بعد، آن‌ها همیشه با هم بازی می‌کردند و بسیار محکم دوست بودند.

نظر خود را ثبت کنید

داستان خرگوشک کوچولو برفی در جستجوی دوستان در فرمت FB2 برای گوشی‌ها، تبلت‌ها، رایانه‌ها و کتاب‌خوان‌های الکترونیکی موجود است.
نظرات()
داستان‌های مشابه
چگونه کلوبوک در وب‌سایت‌های اینترنتی آشنا می‌شد
چگونه کلوبوک در وب‌سایت‌های اینترنتی آشنا می‌شد
کلوبوک هم گاهی احساس تنهایی می‌کند. به همین دلیل تصمیم گرفت — بگذار در یک سایت آشنایی ثبت‌نام کنم. همه چیز از اینجا شروع شد. یک افسانه آموزنده مدرن درباره اینکه چگونه کلوبوک در اینترنت آشنا می‌شد
5 754 10
چگونه خرگوش و گرگ دم‌هایشان را عوض کردند
چگونه خرگوش و گرگ دم‌هایشان را عوض کردند
افسانه‌ای آموزنده و معاصر درباره خرگوش و گرگی که تصمیم گرفتند دم‌هایشان را عوض کنند. ببینیم چه اتفاقی می‌افتد؟
31 874 10
افسانه شاهدخت و اژدها
افسانه شاهدخت و اژدها
افسانه‌ای مدرن درباره شاهدختی که بسیار از اژدهای ترسناک می‌ترسید. اما روزی بر ترسش غلبه کرد و تصمیم گرفت به دیدن او برود... و این‌گونه دوست جدیدی پیدا کرد.
12 372 11
افسانه سه پای
افسانه سه پای
پادشاه روزی به دخترانش گفت: هر کدام برای جشن تولدم یک پای بپزید. دو شاهدخت آینده این کار را انجام دادند، اما سومی دست خالی آمد. از این افسانه خواهید فهمید چرا
5 386 9
هنوز چیزی اینجا نیست.

استفاده از 🔊
برای اضافه کردن یک داستان
به پخش‌کننده

آیا می‌خواهید از داستان‌های جدید باخبر شوید؟