درباره نسیمی که نمی‌خواست بخوابد
22 679

درباره نسیمی که نمی‌خواست بخوابد

نویسنده:
یک افسانه خواب‌آور نوشته شده برای قبل از خواب، درباره اینکه چگونه حیوانات سعی کردند نسیم را آرام کنند، اما در نهایت خود به خواب رفتند

آرامش در جنگل افسانه‌ای وجود نداشت.

خرگوش‌های کوچک، سنجاب‌های کوچک، جغد‌های کوچک — هیچ‌کس نمی‌توانست بخوابد. نه موش‌های کوچک، نه خرس‌های کوچک، نه خار‌پشت‌های کوچک.

برگ‌ها روی شاخه‌ها خش‌خش می‌کردند، مخروط‌ها با صدای سوت از درختان می‌افتادند. نسیم جوان بدجنس بود.

و حیوانات می‌خواستند جلسه‌ای برگزار کنند و تصمیم بگیرند که چگونه نسیم را آرام کنند.

بیایید برایش یک آهنگ لالایی بخوانیم!

جغد گفت.

او از همه عاقل‌تر بود، بنابراین تصمیم گرفتند از او اطاعت کنند.

اما معلوم شد که تقریباً هیچ‌کدام از حیوانات لالایی نمی‌دانستند.

روباه خود را برای خواندن پیشنهاد کرد. اگرچه او حیله‌گر بود، اما صدای خوبی داشت. روباه نفس عمیقی کشید و شروع به خواندن کرد:

بخواب دلم، بخواب، در آسمان چراغ‌ها خاموش شد.

اما به محض اینکه شروع به خواندن کرد، نسیم قوی‌تر شد، گاهی حتی به باد تبدیل شد.

سپس گرگ تصمیم گرفت به کمک روباه بیاید.

اگرچه او دندان‌های خود را می‌قاپید، اما با زوزه‌ی غمگین‌اش به ماه، بچه‌گرگ‌های خود را خوب خواب می‌برد. و او ده بچه‌گرگ داشت.

گرگ نیز نفس عمیقی کشید و طولانی زوزه کشید. یک دقیقه، دو دقیقه، سه دقیقه زوزه کشید، و بسیاری از حیوانات شروع به خمیازه کشیدن کردند، اما نسیم آرام نشد، بلکه بیشتر بدجنس شد.

سپس خرس تصمیم گرفت به کمک گرگ بیاید.

بیایید برایش یک ملودی زیبا بنوازیم

خرس با صدای عمیق گفت. به هر حال، خرس یک موسیقار عالی بود. در جوانی در سیرک اجرا می‌کرد، و شماره‌ی اصلی‌اش نواختن پیانو بود.

اما پیانو را در جنگل از کجا بیاوریم؟ این جنگل اگرچه افسانه‌ای است، اما پیانو یا هر ساز دیگری مثل فلوت نمی‌تواند از آسمان بیفتد.

اما منتظر فلوت از آسمان نماندند، زیرا خرس همیشه آن را با خود حمل می‌کرد.

و خرس نفس عمیقی کشید و شروع به نواختن کرد. ملودی واقعاً زیبا بود: پرندگان آواز‌خوان با صدای‌های مختلف همراهی می‌کردند، نهرها با ریتم این موسیقی خش‌خش می‌کردند، دریاچه‌های افسانه‌ای موج‌های ملایمی داشتند، و حتی نسیم برای لحظه‌ای در لحظه‌های زیباترین آهنگ ساکن می‌شد. اما وقتی خرس تمام کرد و سکوت بر مرج جنگل حاکم شد، نسیم دوباره بدجنس شد.

حیوانات تا دیروقت شب این‌طور تلاش کردند که نسیم را آرام کنند:

خرگوش‌های کوچک می‌پریدند و ترفندهای مختلفی انجام می‌دادند، سنجاب‌های کوچک شعبده‌بازی نشان می‌دادند و حتی خار‌پشت سعی کرد نسیم را آرام کند و یک نقاشی زیبا کشید.

اما این هم کمکی نکرد. برگ‌ها همچنان خش‌خش می‌کردند. نسیم همچنان خش‌خش می‌کرد، آرام نمی‌شد.

کی می‌دانست این چقدر طول می‌کشید، اگر خورشید پشت افق نمی‌رفت و جای خود را به ماه نمی‌داد، و ابرها در آسمان ظاهر نشده بودند و آسمان را با پتوی بزرگ و پرپشتی خود نپوشاندند. شب فرا رسید، مه شبانه سرد بر جنگل نازل شد، و نسیم آرام شروع کرد.

درختان کمتر خش‌خش می‌کردند، و برگ‌ها دیگر با گردباد بالا نمی‌رفتند.

تمام ساکنان جنگل افسانه‌ای خوابشان برد:

ابتدا بچه‌خرس‌ها، سپس خار‌پشت‌های کوچک، سپس موش‌های کوچک... و حتی خرگوش‌های کوچک، سنجاب‌های کوچک و جغد‌های کوچک. و روباه حیله‌گر و گرگ — همه با شب‌ها خوابشان برد.

و دیگر هیچ‌کس صدای خش‌خش ملایم نسیم را در سکوت شبانه نشنید.

نظر خود را ثبت کنید

داستان درباره نسیمی که نمی‌خواست بخوابد در فرمت FB2 برای گوشی‌ها، تبلت‌ها، رایانه‌ها و کتاب‌خوان‌های الکترونیکی موجود است.
نظرات()
داستان‌های مشابه
چگونه کلوبوک در وب‌سایت‌های اینترنتی آشنا می‌شد
چگونه کلوبوک در وب‌سایت‌های اینترنتی آشنا می‌شد
کلوبوک هم گاهی احساس تنهایی می‌کند. به همین دلیل تصمیم گرفت — بگذار در یک سایت آشنایی ثبت‌نام کنم. همه چیز از اینجا شروع شد. یک افسانه آموزنده مدرن درباره اینکه چگونه کلوبوک در اینترنت آشنا می‌شد
5 754 10
چگونه خرگوش و گرگ دم‌هایشان را عوض کردند
چگونه خرگوش و گرگ دم‌هایشان را عوض کردند
افسانه‌ای آموزنده و معاصر درباره خرگوش و گرگی که تصمیم گرفتند دم‌هایشان را عوض کنند. ببینیم چه اتفاقی می‌افتد؟
31 874 10
افسانه شاهدخت و اژدها
افسانه شاهدخت و اژدها
افسانه‌ای مدرن درباره شاهدختی که بسیار از اژدهای ترسناک می‌ترسید. اما روزی بر ترسش غلبه کرد و تصمیم گرفت به دیدن او برود... و این‌گونه دوست جدیدی پیدا کرد.
12 372 11
افسانه سه پای
افسانه سه پای
پادشاه روزی به دخترانش گفت: هر کدام برای جشن تولدم یک پای بپزید. دو شاهدخت آینده این کار را انجام دادند، اما سومی دست خالی آمد. از این افسانه خواهید فهمید چرا
5 386 9
هنوز چیزی اینجا نیست.

استفاده از 🔊
برای اضافه کردن یک داستان
به پخش‌کننده

آیا می‌خواهید از داستان‌های جدید باخبر شوید؟