چگونه جادوگر ترس را شکست دهیم
5 224

چگونه جادوگر ترس را شکست دهیم

نویسنده:
یک افسانه صوتی نویسندگی شده درباره دختر شجاع ویکا که بر جادوگر ترس غلبه یافت و از ساکنان کوچک جنگل محافظت کرد

اگر برای مدت طولانی به ابرها نگاه کنی، می‌توانی ببینی که باد آنها را به اشکال شگفت‌انگیز مختلفی تبدیل می‌کند. ابتدا یک لکه معمولی از آسمان عبور می‌کند، سپس شبیه تمساح می‌شود، بعد شبیه فیل آبی، و سپس شبیه یک موجود افسانه‌ای.

یک روز ویکا چنین موجودی را در آسمان دید.

ویکا نگاه می‌کند و موجود افسانه‌ای دست می‌زند، باران رنگین‌کمانی پاشش می‌دهد، و این باران جادویی است. همه چیز اطراف را شسته‌اند. ویکتوریا اطراف را نگاه می‌کند: نه خانه‌ای وجود دارد و نه زمین بازی. فقط درختان صنوبر می‌رقصند و قارچ‌هایی با کلاه‌های رنگین‌کمانی می‌دویند.

ویکا دقت کرد، اما اینها قارچ نیستند، بلکه انسان‌های کوچکی هستند. فقط کلاه‌هایشان مثل کلاه قارچ‌های قرمز، قارچ‌های جنگلی و قارچ‌های روباه‌رنگ است.

تو کی هستی؟

یکی از انسان‌های کوچک از او پرسید.

من ویکا هستم. شما کی هستید؟

ما قارچ هستیم!

انسان کوچک پاسخ داد.

چرا شما همیشه می‌دویید؟

ویکا پرسید.

ما می‌ترسیم!

قارچ‌ها با صدای یکپارچه فریاد کشیدند و ناگهان به طرف‌های مختلف فرار کردند و در علف پنهان شدند.

ویکا می‌خواست بپرسد که آنها از چه می‌ترسند، ناگهان سایه سیاهی تمام مرتع را پوشاند و جادوگر بدجنس ترس مثل ابر سیاه بر فراز درختان ظاهر شد.

تو چرا فرار نمی‌کنی؟

او با صدای رعد و برق از ویکا پرسید.

من از تو نمی‌ترسم!

دختر شجاعانه پاسخ داد.

ترس آه کشید، فریاد زد، پای خود را به زمین کوبید، قارچ جنگلی را از علف بیرون کشید و فریاد زد:

حالا من او را می‌خورم، و بعد تو را! می‌ترسی؟

نه! این بچه را رها کن! یا من تو را با چوب می‌زنم!

ویکا دوباره پاسخ داد.

و ناگهان بعد از این کلمات، ترس کوچک شد، ضعیف‌تر شد، و ویکا بزرگ‌تر و قوی‌تر شد.

دختر چوبی را گرفت و به سمت جادوگر بدجنس تاب خورد.

ترس فریاد کشید:

حالا از من بترس! همه باید از من بترسند!

اما خود عقب‌نشینی می‌کرد و چوب را نگاه می‌کرد. و ویکا جلو می‌رفت و هر لحظه قوی‌تر می‌شد. و چوب در دستش بزرگ‌تر می‌شد.

آی، مرا لمس نکن!

سرانجام ترس جیغ کشید، قارچ را رها کرد و پشت تنه درخت پنهان شد.

و قارچ‌های خراب آنجا شروع به قلقلک دادن کردند، ترس مجبور شد فرار کند. او به ابر سیاهی تبدیل شد، به آسمان پرواز کرد و به باران تبدیل شد، و سپس به رنگین‌کمان تبدیل شد.

ای ویکای بزرگ‌وار، — قارچ‌ها فریاد کشیدند. — چگونه توانستی جادوگر بدجنس را شکست دهی؟ این ترس‌ناک‌ترین ترس است!

و ویکا به آنها پاسخ می‌دهد:

هر کسی که از ضعیف‌ها محافظت کند، قوی‌تر می‌شود!

یعنی اگر من از یک حشره کوچک محافظت کنم، من هم بزرگ و قوی می‌شوم؟ — ریزیک کوچک از دختر پرسید.

بله!

ویکا لبخند زد.

و در این لحظه یک کرم به شب‌تاب حمله کرد. ریزیک یک تنه علف را گرفت و کرم را از شب‌تاب دور کرد.

ریزیک، تو چقدر قوی و شجاع هستی!

شب‌تاب فریاد کشید.

من قوی و شجاع هستم!

ریزیک خوشحال شد.

ممنون تو، ویکا! ما اکنون می‌دانیم که قوی‌ترین کسی است که از ضعیف‌ها محافظت می‌کند. ما اکنون همه یکدیگر را محافظت خواهیم کرد و از کسی نمی‌ترسیم!

قارچ‌ها با ویکا خداحافظی کردند، او را بر روی ابری نشاندند و به خانه فرستادند.

و ترس دیگر هرگز به این افسانه بازنگشت.

نظر خود را ثبت کنید

داستان چگونه جادوگر ترس را شکست دهیم در فرمت FB2 برای گوشی‌ها، تبلت‌ها، رایانه‌ها و کتاب‌خوان‌های الکترونیکی موجود است.
نظرات()
داستان‌های مشابه
چگونه کلوبوک در وب‌سایت‌های اینترنتی آشنا می‌شد
چگونه کلوبوک در وب‌سایت‌های اینترنتی آشنا می‌شد
کلوبوک هم گاهی احساس تنهایی می‌کند. به همین دلیل تصمیم گرفت — بگذار در یک سایت آشنایی ثبت‌نام کنم. همه چیز از اینجا شروع شد. یک افسانه آموزنده مدرن درباره اینکه چگونه کلوبوک در اینترنت آشنا می‌شد
5 754 10
چگونه خرگوش و گرگ دم‌هایشان را عوض کردند
چگونه خرگوش و گرگ دم‌هایشان را عوض کردند
افسانه‌ای آموزنده و معاصر درباره خرگوش و گرگی که تصمیم گرفتند دم‌هایشان را عوض کنند. ببینیم چه اتفاقی می‌افتد؟
31 874 10
افسانه شاهدخت و اژدها
افسانه شاهدخت و اژدها
افسانه‌ای مدرن درباره شاهدختی که بسیار از اژدهای ترسناک می‌ترسید. اما روزی بر ترسش غلبه کرد و تصمیم گرفت به دیدن او برود... و این‌گونه دوست جدیدی پیدا کرد.
12 372 11
افسانه سه پای
افسانه سه پای
پادشاه روزی به دخترانش گفت: هر کدام برای جشن تولدم یک پای بپزید. دو شاهدخت آینده این کار را انجام دادند، اما سومی دست خالی آمد. از این افسانه خواهید فهمید چرا
5 386 9
هنوز چیزی اینجا نیست.

استفاده از 🔊
برای اضافه کردن یک داستان
به پخش‌کننده

آیا می‌خواهید از داستان‌های جدید باخبر شوید؟