آیا دوستان را می‌بخشند؟
4 839

آیا دوستان را می‌بخشند؟

نویسنده:
یک افسانه نویسی شده برای کودکان پیش‌دبستانی و دبستانی درباره یک توله خرس که حیوانات جنگلی نمی‌خواهند با او بازی کنند. این افسانه آموزنده معاصر کمک می‌کند تا در این وضعیت پیچیده تفکر کنیم!

توله خرس روی تنه درخت نشسته و با اندوه گریه می‌کند. روباه کوچک از کنار او می‌گذرد، او را می‌بیند و می‌پرسد:

سلام توله خرس، چرا گریه می‌کنی؟

هیچ کس نمی‌خواهد با من بازی کند!

توله خرس آه کشید و هق هق کرد.

چرا؟

نمی‌دانم. من با خارپشت کوچک و گرگ کوچک بازی می‌کردم، اما بعد مرا بیرون کردند!

توله خرس با تأسف دماغش را با پنجه‌اش مالید و با غم به دوستانش نگاه کرد که نزدیک‌تر با مخروط‌های کاج بازی می‌کردند.

تو برو و از آن‌ها بخواه که تو را در بازی بگیرند، یک کلمه مهربانانه بگو: «لطفاً». هیچ کس را نمی‌توان مجبور به دوستی کرد، فقط می‌توان از آن‌ها خواست که تو را در بازی بگیرند، اسباب‌بازی را به اشتراک بگذاری، مهربان و دلسوز باشی.

اما توله خرس فقط بلندتر گریه کرد.

روباه کوچک ترحم خورد و تصمیم گرفت خود او را با دوستانش آشتی دهد. روباه کوچک به خارپشت و گرگ کوچک نزدیک شد:

سلام دوستان! چقدر خوب بازی می‌کنید!

بله، ما دو نفری خوشحالیم! ما مخروط‌های کاج را به یکدیگر پرتاب می‌کنیم، و ما می‌توانیم به هدف شلیک کنیم.

و حیوانات کوچک ماهرانه مخروط‌های کاج را به توخال قدیمی سنجاب پرتاب کردند.

چرا توله خرس را در بازی نمی‌گیرید، او خیلی تنها است؟

او شرارت می‌کند، مخروط‌های ما را له می‌کند. و بعلاوه، او را می‌خنداند، درست است خارپشت؟

گرگ کوچک شکایت کرد.

آره.

خارپشت سر تکان داد.

خوب، او را ببخشید، او دیگر این‌طور نخواهد کرد. توله خرس از همه چیز پشیمان است، فقط می‌ترسد نزدیک شود و از شما معافی بخواهد. و بالاخره، بیایید با هم بازی کنیم.

نه، نمی‌بخشیم، ما دو نفری خوب هستیم! درست است خارپشت؟

آره.

روباه کوچک دستانش را باز کرد:

همانطور که می‌خواهید، من به سراغ توله خرس می‌روم.

در این لحظه مادر خارپشت او را صدا زد. خارپشت فرار کرد، و گرگ کوچک تنها ماند.

نظر خود را ثبت کنید

داستان آیا دوستان را می‌بخشند؟ در فرمت FB2 برای گوشی‌ها، تبلت‌ها، رایانه‌ها و کتاب‌خوان‌های الکترونیکی موجود است.
نظرات()
داستان‌های مشابه
چگونه کلوبوک در وب‌سایت‌های اینترنتی آشنا می‌شد
چگونه کلوبوک در وب‌سایت‌های اینترنتی آشنا می‌شد
کلوبوک هم گاهی احساس تنهایی می‌کند. به همین دلیل تصمیم گرفت — بگذار در یک سایت آشنایی ثبت‌نام کنم. همه چیز از اینجا شروع شد. یک افسانه آموزنده مدرن درباره اینکه چگونه کلوبوک در اینترنت آشنا می‌شد
5 755 10
چگونه خرگوش و گرگ دم‌هایشان را عوض کردند
چگونه خرگوش و گرگ دم‌هایشان را عوض کردند
افسانه‌ای آموزنده و معاصر درباره خرگوش و گرگی که تصمیم گرفتند دم‌هایشان را عوض کنند. ببینیم چه اتفاقی می‌افتد؟
31 875 10
افسانه شاهدخت و اژدها
افسانه شاهدخت و اژدها
افسانه‌ای مدرن درباره شاهدختی که بسیار از اژدهای ترسناک می‌ترسید. اما روزی بر ترسش غلبه کرد و تصمیم گرفت به دیدن او برود... و این‌گونه دوست جدیدی پیدا کرد.
12 373 11
افسانه سه پای
افسانه سه پای
پادشاه روزی به دخترانش گفت: هر کدام برای جشن تولدم یک پای بپزید. دو شاهدخت آینده این کار را انجام دادند، اما سومی دست خالی آمد. از این افسانه خواهید فهمید چرا
5 387 9
هنوز چیزی اینجا نیست.

استفاده از 🔊
برای اضافه کردن یک داستان
به پخش‌کننده

آیا می‌خواهید از داستان‌های جدید باخبر شوید؟