Elena Rabkina

Elena Rabkina

Copywriter, linguist

Modern Fairy Tales 12 اثر Elena Rabkina

افسانه نرگس
افسانه نرگس
اغلب اوقات چنین اتفاقی می‌افتد، به‌ویژه در افسانه‌های جادویی مدرن - در باغی زیبا، همه گل‌ها مانند انسان‌ها با هم دوست هستند و ارتباط برقرار می‌کنند. همه، به جز نرگس متکبر که فقط خودش را دوست دارد. اما یک روز همه چیز تغییر می‌کند... و او عشق خود را پیدا می‌کند.
10 725 12
افسانه کلمه جادویی
افسانه کلمه جادویی
روزگاری مردمی بودند که یک کلمه جادویی می‌دانستند. اما روزی چنان اتفاقی افتاد که آن کلمه گم شد... پسر بسیار مؤدبی بود که به یافتن آن کمک کرد.
7 908 23
داستان همستر و پروانه‌ای که به سفر رفتند
داستان همستر و پروانه‌ای که به سفر رفتند
روزی دو دوست صمیمی – همستر و پروانه – به سفر رفتند. سفر از همان ابتدا خوب پیش نرفت: همستر بیش از حد کُند بود و پروانه می‌خواست به جلو برود.
22 295 14 1
افسانه گوزن طلایی و شکارچی زیرک
افسانه گوزن طلایی و شکارچی زیرک
روزی روزگاری گوزنی در جنگل می‌دوید، اما نه گوزنی عادی. شایعه بود که این گوزن هر جا که می‌رفت، طلا پشت سرش می‌ریخت. یک شکارچی حریص تصمیم گرفت او را بگیرد. بیایید ببینیم چه اتفاقی افتاد
6 591 11
افسانه‌ای درباره شاهدخت که به دنبال شوهر می‌گشت
افسانه‌ای درباره شاهدخت که به دنبال شوهر می‌گشت
در افسانه‌ای مدرن درباره عشق و شجاعت: شاهدخت زیبایی در میان خواستگارانی از سراسر جهان به دنبال عشق واقعی می‌گشت. همه فقط به میراث علاقه داشتند. شگفتی پایان داستان همه چیز را تغییر خواهد داد!
5 300 11
چگونه ماشا در اینترنت نشست
چگونه ماشا در اینترنت نشست
قصه‌ای درمانی درباره آسیب‌های گجت‌های اینترنتی و چگونگی ترک این عادت در کودکان. در این قصه، ماشا به شدت به گجت‌ها و اینترنت وابسته است.
11 747 15
چگونه اسباب‌بازی‌ها از امیر فرار کردند
چگونه اسباب‌بازی‌ها از امیر فرار کردند
قصه‌ای درمانی که در آن امیر پسری بود که هرگز به اسباب‌بازی‌هایش اهمیت نمی‌داد و آن‌ها را نمی‌شناخت. او همیشه اسباب‌بازی‌هایش را می‌شکست و جایی رها می‌کرد. این قصه به کودکان می‌آموزد که به وسایل‌شان احترام بگذارند و قدر آنچه دارند را بدانند.
13 002 9
سه آرزو
سه آرزو
یک قصه مدرن درباره میشا، پسری که روزی هنگام قدم زدن در جنگل، پری زیبایی را ملاقات کرد و او را از خطر نجات داد. به پاداش این کار، پسر حق دارد سه آرزوی مهم داشته باشد.
10 314 12
افسانه سه پای
افسانه سه پای
پادشاه روزی به دخترانش گفت: هر کدام برای جشن تولدم یک پای بپزید. دو شاهدخت آینده این کار را انجام دادند، اما سومی دست خالی آمد. از این افسانه خواهید فهمید چرا
5 381 9
افسانه شاهدخت و اژدها
افسانه شاهدخت و اژدها
افسانه‌ای مدرن درباره شاهدختی که بسیار از اژدهای ترسناک می‌ترسید. اما روزی بر ترسش غلبه کرد و تصمیم گرفت به دیدن او برود... و این‌گونه دوست جدیدی پیدا کرد.
12 365 11
چگونه خرگوش و گرگ دم‌هایشان را عوض کردند
چگونه خرگوش و گرگ دم‌هایشان را عوض کردند
افسانه‌ای آموزنده و معاصر درباره خرگوش و گرگی که تصمیم گرفتند دم‌هایشان را عوض کنند. ببینیم چه اتفاقی می‌افتد؟
31 865 10
چگونه کلوبوک در وب‌سایت‌های اینترنتی آشنا می‌شد
چگونه کلوبوک در وب‌سایت‌های اینترنتی آشنا می‌شد
کلوبوک هم گاهی احساس تنهایی می‌کند. به همین دلیل تصمیم گرفت — بگذار در یک سایت آشنایی ثبت‌نام کنم. همه چیز از اینجا شروع شد. یک افسانه آموزنده مدرن درباره اینکه چگونه کلوبوک در اینترنت آشنا می‌شد
5 743 10
هنوز چیزی اینجا نیست.

استفاده از 🔊
برای اضافه کردن یک داستان
به پخش‌کننده

آیا می‌خواهید از داستان‌های جدید باخبر شوید؟